تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 919059
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



خداجون شب بخیر....
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  11:10 PM | نظرات(0)

خداجون شب بخیر....

ممنون.. امروز بیمار نبودم
ممنون.. امروز گرسنه نبودم
ممنون.. امروز بی خانمان نبودم
ممنون.. امروز در جنگ و ناامنی نبودم
ممنون.. امروز تصادف نکردم
ممنون ......

خلاصه ممنون ......

با اینکه کلی گناهکارم حتی لحظه ای به فکر رها کردنم نبودی..

شبت بخیر خدای مهربونم..

ممنون..
اگر فردا رو دیدم...




حال خوش یعنی ...
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  11:04 PM | نظرات(0)

حال خوش یعنی چه
از خودم پرسیدم
و دلم پر شد از آواز بهار …
زندگی مال من است
من خدا را دارم
عشق را میفهمم
خوشیِ خاطره در حس من است!
حال خوب، این نفس رفته و برآمده است
این نگاهی كه در آئینه و آب
روشنی های تو را می بیند
و به پایان شب ایمان دارد
حال خوش یعنی من
به كسی مینازم ،
كه در آغوش و نوازش هایش ؛
جا برای همه هست!
من خدا را دارم
و دلم روشن از امیدِ شكفتن هایی ست
كه به اندوه خزان می تابد
حال خوش یعنی تو !
زندگی ، دوست ، نگاه ، شعر
و یك پنجرۂ بارانی
كه خدا می بارد
باورِ اینكه در این جای شلوغ
در هیاهوی نفس گیرِ زمین
دست من دست خداست …
حال خوش یعنی این ...




دوستت دارم همیشه صبـــــورم...
+ نویسنده نازنیـــــــــن در دوشنبه 6 اردیبهشت 1395  3:00 PM | نظرات(0)

خدایا خشمم ، خشمم ، خشمم !
خودت دستم را بگیر که با خشمم خودم را بیشتر از این از تو دور نکنم .

خدایا از گذشتهایتـــــ بر من هم ببخش ،
 از صبوری هایتـــــ بر من هم عنایت کن ،  دستم را بگیر تا هنگام خشم مهربانے های تو را به یاد بیاورم .

و ببخشم آنگونه که تو هـــــزاران بار
 مرا بخشیده ای ....

دوستت دارم همیشه صبـــــورم...




خدا می داند
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 5 اردیبهشت 1395  2:00 PM | نظرات(0)

نگران نباش
خدا می‌داند که چقدر سخت تلاش کرده‌ای

وقتی قلبت مملو از درد است،
وقتی احساس می‌کنی که زندگی‌ات ساکن و زمان در گذر است،
خدا انتظارت را می‌کشد ...

وقتی هیچ اتفاقی نمی‌افتد و تو ناامیدی،
و ناگاه دیدگاه روشنی در مقابلت آشکار شد،
و نوری از امید در دلت جرقه زد،
خدا در گوشت نجوا کرده است …

وقتی اوضاع روبه‌راه می‌شود و تو چیزی برای شکر کردن داری، خدا تو را بخشیده است …

وقتی که اتفاقات شیرین و دلچسبی رخ داد
خدا به تو لبخند زده است …

به یاد داشته باش هر کجا که هستی و هر احساسی که داری، خدا آن را می‌داند …

 




اراده قوی
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 3 اردیبهشت 1395  4:30 PM | نظرات(0)

خداوندا ...
اراده ام را به زمان کودکی بازگردان
همان زمانی که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم  ...
اما ناامید نمی شدم ...
تا بلاخره می توانستم به همه ثابت کنم که من می توانم ...
من اشرف مخلوقاتم و با اراده ای قوی در مسیر زندگی گام بر می دارم ...




میخواهم آن شوم که تو میخواهی
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 2 اردیبهشت 1395  2:18 PM | نظرات(0)

سلام خـــــدای خوبم..

امشب کمے در دلم داشتم ناشکری میکردم ،

 انگار این من ، این خودم را نمیخواستم ،

 قرآن مبارکت را گشودم ، میدانی چه گفتے برایم ؟

 البته که تو دانای عالمی مهربانم .

گفتیے که تو بعد از خلقت انسان بر خود مرحبا گفته ای که بهترین آفرینندگانے.

 خدایا میشود کمکم کنیے تا بشوم آنکه تو برای خلقتش بر خودت آفـــــرین گفته ای...

میدانــــے که تنها نمیتوانم ،
 میشود باز هم دستانم را به محبتتــــ بگیری ؟

 میخواهم آن شوم که تو میخواهی




شبم را با یادتـــــ بخیر کن ...
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395  2:14 PM | نظرات(0)

خدای خــــــــــوب من!
همان گونه که چشم هایم را از خواب بیدار میکنے
قلبم را نیز از غفلتـــــ بیدار کن...

و همان گونه که جهان را به نور صبح منور میگردانے
زندگی ام را به نور هدایت منور گردان

مهربانـــــم...
 پاکـــــ شدنِ گناهان
 نرمے  قلوب
بر طرف شدن غـــــم ها و
 آسان شدن کارها را برای خودم و تمامے دوستانم از تو خواستارم...

ای مهربان ترین مهربانان ..
ای پوشاننده عیبها...
شبم را با یادتـــــ بخیر کن ...




مناجات زیبای دکتر چمران
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 31 فروردین 1395  6:40 PM | نظرات(0)



خدایا ...
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت
اما شکایتم را پس میگیرم ...
من نفهمیدم! فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد ...

گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست ،
معنایش این نیست که تنهایم ...
معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت ...

با تو تنهایی معنا ندارد !
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم ...!
دوستت دارم ، خدای خوب من ...